|
Let this be the symbol of separation
of Religion and State in Iran
This is the flag of Iran as it was proudly displayed by our
noble forefathers. The Islamic sword that crippled the majestic walk of
our lion and impeded his advancement for 1400 years has no place in our
flag. Shirokhorsheed (Lion and Sun) are the symbols of strength,
majesty, splendor and glory. Shamshir (sword) is the symbol of war and
violence. Our nation does no more subscribe to violence. Our flag
should represent who we are. And we are a free people, self assured,
glorious and majestic. We walk proudly like a lion and shine like the Sun
illuminating the entire world with our rich culture, our humanistic values
and our genius. The Lion with the Sun is our national symbol as it has
always been, but the sword is the symbol of Islam. The
Shirokhorsheed without the sword represents our desire to separate
religion from the state. Whether you are a Muslim or not, If you agree
with this separation this should be the sign on our flag. Please copy
it, display it in your site and promote it. (Thanks to Ostaad Nasser Engheta for his research on
our flag and HamMihan
for graciously accepting my request to take out the sword)
The following is an extract from Naser Engheta's book:
شيروخورشيد
يادداشتی
ديگر بر
تاريخچه ی
پرچم ايران
پرچم نماد
تاريخ کشور و
افتخارات
ملت است.
هنگام
پايداری در
برابر يورش
بيگانه،
هرکجا که
فرمانده
مستقر
ميشده، در آن
اردوگاه
پرچم آن ملت و
سرزمين
برافراشته
ميشد. اهتزاز
پرچم موجب
تقويت روحيه
و واژگونی آن
موجب تزلزل
سربازان
ميشد. نحوه
انتخاب
علامت پرچم
به باورهای
تاريخی و
علاقه ی مردم
به سرزمين
خود ارتباط
دارد.
اولين
پرچم
اسناد
فرهنگی و
تاريخی
فراوان حاکی
از اهميت
پرچم نزد
ايرانيان
است.
کتاب
فروردين يشت
بند بيست
وهفت:
فرورهای نيک
توانای
پاکان را
ميستاييم که
لشگر بيشمار
بيارايند.
سلاح به کمر
بسته با درفش
های
برافراشته
درخشان.
شاهنامه ی
فردوسی: فرو
هشت از سرخ و
زرد و بنفش
... همی
خواندنش
کاويانی
درفش
ويتنی اسميت
در کتاب
پرچمها
مينويسد:
شايد قديم
ترين پرچمی
که هنوز وجود
دارد پرچم
فلزی متعلق
به ايران است
که قدمت پنج
هزارساله
دارد. نقش شير
در طرح آن
مشاهده
ميشود.
شرح حرکت
سپاه ايران
برای نبرد با
اسکندر در
تاريخ چنين
آمده: عادتی
است نزد
پارسی ها که
پس از طلوع
آفتاب و
آنگاه که
روشنايی روز
همه جا را فرا
گرفت
شيپورچی ها
شيپور حرکت
را از بارگاه
شاه می دمند.
بالای اين
بارگاه صورت
آفتاب را
درقاب
بلورين
بقدری بلند
نصب کرده
بودند که همه
می توانستند
آن را مشاهده
کنند.
خورشيد
پور
داوود از
خورشيد يشت
می آورد:
خورشيد
جاودانی را
می ستاييم و
با هوم
آميخته به
شير با برسم با
زبان خرد با
انديشه و
گفتارو
کردار.
ابوريحان
بيرونی در
کتاب
آثارالباقيه
مينويسد:
پادشاهان در
هنگام جشن
مهرگان تاجی
بشکل خورشيد
که در آن
دايره ای
مانند چرخ
قرار داشت
بسر می
گذاشتند.
آمين مارسلن
مينويسد: يکی
ازعنوانهای
شاهان
اشکانی:
برادر آفتاب
بوده است.
شير
در نقش
های
سنگتراشی و
ظروف بدست
آمده از
کاوشهای
باستان
شناسی پيکر
شير ديده
ميشود:
کاسه زرين که
در سال
هزاروسيصدوسی
و هفت در تپه
حسنلو بدست
آمد. قطعه سنگ
ناحيه
نمرودداغ که
اکنون در
موزه برلن
نگهداری
ميشود. تخت
جمشيد و غلبه
شير به نشانه
ايران بر گاو
نشان بابل. موزه
لوور تنديسی
از شيری
نشسته که نيم
حلقه ای
مانند
خورشيد بر
پشت دارد.
پيکره معروف
سنگ
شيرهمدان از
دوره اشکانی.
در
دوره
محمدشاه
شمشير
ذوالفقار را
به چنگ شير
سپردند.
صبوری در
قصيده ای
هنگاميکه
ناصرالدين
شاه شمشيری
را برای
مويدالدوله
فرستاده بود
می سرايد:
چون نشان شاه
ما خورشيد و
شمشير است و
شير ... داده
شمشيری بدست
شيرخود خورشيدوار
ستاره
شناسان
معتقد بودند
خانه خورشيد
برج اسد شير
است که هرگاه
آفتاب در
خانه شير
قرار گيرد
نيرومند و با
شوکت خواهد
بود. در
کاشيکاری
های خراسان
به سال ششصد
وشصت و پنج
هجری نقش شير
با خورشيد
ديده می شود.
رنگ و
اندازه پرچم
تا پيش
از مشروطه سه
رنگ
سبزوسفيد و
سرخ در پرچم
ها بطور
نامرتب بکار
می رفته. پرچم
مظفرالدين
شاه قاجار
پارچه سفيدی
بود که از سه
طرف حاشيه
سبز و سرخ
داشت و در وسط
آن علامت
شيروخورشيد
بود. بموجب
اصل پنجم
متمم قانون
اساسی ترتيب
قرار گرفتن
رنگها معلوم
شد: الوان
رسمی بيرق
ايران
سبزوسفيدوسرخ
و علامت
شيروخورشيد
است.
درزمان
اعليحضرت
رضاشاه بزرگ
سرود درفش
کاويانی
سرود رسمی
پيش آهنگی شد:
ای درفش
ظفربخش
کاويان . ـ .
مايه افتخار
کشور کيان
رايت نصرت و
آيت شکوه ما .
ـ . پيش آهنگان
با عزم وهمت
ايران جوان
مملکت ز
سبزيت
سبزوخرم است .
ـ . وز سپيديت
سپيد ساحت جم
است
سرخيت نشانه
ای ز خون گرم
ما . ـ . پشت ملک
و ملت از
شيروخورشيد
تو گرم و محکم
است
پرچم نظامی
دارای تاج
پهلوی و يک
دايره برگ
است که در
قسمت بالا
باز و
درپايين گره
زده شده بود.
شيروخورشيد
با تاج مختص
نامه های
رسمی و
مقامات
دولتی
ميباشد.
نسبت عرض به
طول پرچم،
چهار به هفت
در شکل
مستطيل است.
از زمان
پهلوی دوم، موسسات
غيردولتی در
مواقع لزوم
از پرچم
شيروخورشيددار
استفاده
ميکردند.
پرچم
سلطنتی
درفش
شاهنشاهی
ايران به شکل
مربع از
پارچه
ابريشمی به
رنگ آبی
آسمانی و در
ميانه آن
نشان سلطنتی
بود. زير نشان
به روی نواری
بنفش رنگ
نوشته شده:
مرا داد
فرمود و . ـ .
خود داور است
دراثری
منسوب به
محمدحسين
ساسان نيا به
مناسبت نصب
پرچم در
دانشکده
افسری چنين
آمده:
|
به ديدارت ای
پرچم
کاويانی
|
شود جان و
دل غرقه در
شادمانی
|
|
چه داری که از
هر نگاه تو
خيزد
|
ز دل
شور جانبازی
و جانفشانی
|
|
مرا ديده تا
بر تو افتد
شود نو
|
کهن
آنهمه شوکت
باستانی
|
|
همه آن جلال و
غرور و بزرگی
|
کهن
آنهمه شوکت
باستانی
|
|
بياد آيد آن
روزگار
همايون
|
که
بر يکجهان
داشتی
سايبانی
|
|
بناز ای فره
يادگار
نياکان
|
ببال ای بزرگ
آيت پهلوانی
|
|
که چون تو
متاعی به
گيتی نباشد
|
به فر و شکوه
و به قدر و
گرانی
|
|
چه زبده
جوانان ميهن
به راهت
|
گذشتند يکسر
ز جان و جوانی
|
|
چه شبها که تا
صبح يکدم
نخفتند
|
دليران برای
تو در
پاسبانی
|
|
چه
آزادمردان
که مردانه از
شوق
|
بپايت
فشاندند جان
رايگانی
|
|
اميد آنکه
بينم بپای تو
دشمن
|
زده
زانوی لابه و
ناتوانی
|
|
اميد آنکه
همواره باشد
بر اين بوم
|
تو را سايه
سروری
جاودانی
|
ملت
نه امت و خلق
ضحاک
کيشان پس از
فاجعه موسوم
به انقلاب به
قصد محو هويت
ايرانی به
دستور سيد
هندی نشان شيروخورشيد
ملت را از
پرچم
برداشتند و
علامت خنجر
سيکهای هند
را جانشين
ساختند.
ايرانيان
آزاده
ميدانند که
آنچه امروز
بر ايران
ميگذرد
تاريخ به همه
ايرانيان
نسبت خواهد
داد. ايرانی
ميهن پرست در
گردهم آيی
های سياسی با
دردست داشتن
پرچم
شيروخورشيد
نشان ميهن
مان به
جهانيان
خواهد گفت که
ايرانی
ميخواهد
ايرانی
بماند. با
اهتزاز پرچم
تاريخی به
جهانيان
ميفهماند که
ملت ايران،
امت اسلامی
نيست و ملت
ايران، خلق
مارکسيست
نخواهد شد.
منابع:
تاريخ
پرچم ايران:
بختورتاش
تاريخ بيرق:
نيرنوری
لغتنامه
دهخدا
نشانها:
ارنست لينر
پرچمها:
ويتنی اسميت
More
on the History of Iranian Flag
تاريخ
فشرده
درفش سه
رنگ و شير و
خورشيد
از
دوران های
پيش از زايش «
ميترای
آدمی روی »
اين باور
درميان
آريائيان (
ايرانيان)
روا ميبوده
که سر انجام
رهائی
دهنده ای
خواهد آمد
و به اين
باور
ميبوده اند
که خوار و
بار و
بهروزی
وفراوانی
به گونهٍ
گاو فربهی
است که در
درون غاری
جای دارد و
هنگاميکه
ميترا زاده
شد گفتند که
او همان
رهائِی
بخشی است که
ما چشم
براهش
بوديم. و هم
اوست که
بايد گاو را
بکشد.
ايرانيان
شير را نماد
نيرومندی و
مردانگی و
سروری
ميپنداشتند.
برگه
ها ئی که در
کاوش های
باستانشناسی
بدست آمده
نشان ميدهد
که پيوند
تنگاتنگی
ميان پيکره
"شير" و "ميترا"
وجود دارد.
نقشی که در
زير پله های
کاخ
آپادانا در
تخت جمشيد
ميبينيم (شيری
گاوی را می
درد) اين
گمان را
استوار تر
ميکند. در
برگه های
بدست آمده
در اروپا (آئين
ميترا تا
بدانجا
رسوخ کرده
بود)
ميبينيم که
"ميترا" که
گاه زاده
سنگ گاه
زاده
خورشيد،
گاه زاده و
همتای «آناهيتا»
خوانده
ميشود در
غاری گاوی
را ميکشد. در
آوند ها،
سنگ نبشته
ها، برگه
ها، کاسه ها
وبشقاب های
ايران کهن
نمونه هائی
از شير که
گاوی را
ميکشد
نمودار است.
در
درازای
تاريخ به
برگه های
استواری
بر
ميخوريم
که پدران
ما «خورشيد»
را بر تر از
ديگر «خدای
گونه» ها بر
شمرده و
آنرا
نشانه بی
مرگی، بر
تری و نيرو
مندی
ميدانستند.
همچنين
ميدانيم
که "ميترا"
يا ايزد
مهـــر را
خدای
روشنائی و
نيرومندی
ميانگاشته
اند و
خورشيد را
نماد و
سمبول او
ميشمردند
و بر آن
بودند که
خورشيد با
گوش و چشم
سراسر
گيتی را در
زير نگرش
خويش دارد.
به همين
انگيزه به
خورشيد "مهر"
هم گفته
ميشود که
نام ديگر
ميترا است.
(چگونه است
که اسلام و
آئين های
ديگر اين
باور ها را
به نفع خود
تغيير
داده اند)
در
ادبيات "مزد
يسنا، يشت
ها" زرتشت
همبستگی
ميان
ميترا و (خورشيد)
را
پذيرفته و
ميگويد:
خورشيد
نشانه
پادشاهی و
چيرگی
ايران
بوده است.
در بالای
چادر
شاهان
چهره
خورشيد که
از بلور
ساخته شده
بود
ميافراشتند.
گمان کرده
اند که
ايرانيان
خورشيد
پرستند
ولی در
باور
ايرانيان «
شـــيـــد
» (نور) است
که
بزرگترين
آفريننده
همه چيز
است و
خورشيد
تنها باز
تابی از
اهورا
مزدا (خدا)
است.
هخامنشيان
و درفش
زنجيره
شاهان
آريانی بر
امپراتوری
ايران
بزرگ
فرمان
راندند.
سواران
پيشاپيش
ميرتاختند
و سپس بار و
بنه و سپس
پيادگان
می آمدند.
کورش در
پيش
سواران
ميرفت. هر
دسته از
شپاه
پرچمی
داشت. پرچم
کورش
عبارت بود
از پيکره
شهابی (عقابی)
با بالهای
باز که بر
روی نيزه
ای بلند
نصب کرده
اند. نشان
از اين است
که بر روی
پارچه ای
نقش نبسته
است. شهباز
نشان
توانمندی
و بلند
پروازی و
تيز بينی
بوده و در
بيشتر
برگه ها و
سنگ نبشته
ها ديده
ميشود.
درفش
کاويان
آنان
آْنگونه
که از برگه
ها بر
ميايد
مستطيل
بوده که بر
چهار سه
گوشه
تقسيم شده
بود.
ساسانيان
و درفش
ساسانيان
به پرچم
خود درفش
کاويان
ميگفتند
که از يک
تکه چرم
چهار گوش
که بر
بالای
نيزه ای
استوار
شده بود که
نوک نيزه
از پشت آن
پيدا بود.
روی چرم را
ديبا
کشيده
بودندو
گوهر کاره
شده بود و
نقش ستاره
ای چهار پر
در ميان آن
بود که
فردوسی
آنرا «اختر
کاويانی »
ميگويد.
درفش
ساسانيان
همان درفش
کاويان
فريدون
بود منتها
بزرگتر و
در پائين
درفش چهار
رشته نوار
به رنگ های
سرخ، زرد و
بنفش
آويخته
بود که نوک
رشته ها را
گوهر نشان
کرده
بودند. اين
همان رنگ
هائی است
که در
شاهنامه
آمده است
هحجوم
تازيان
در
نبردی که
ميان
تازيان و
ايرانيان
در نزديکی
نهاوند رخ
داد سپاه
ايران
شکست خورد
و تازيان
به درفش
کاويان
ساسانيان
دست
يافتند و
به همراه
فرش
بهارستان
نزد عمر
فرزند
خطاب
بردند که
از گوهر
های بسيار
پرچم شگفت
زده شد و
دستور دار
فرش را تکه
کردند و
پرچم را
سوزاندن و
گهر های
آنرا
تقسيم
نمود.
پس
از هجوم
تازيان به
ايران که
نمايش نقش
تنديس بر
گرده شير
که نمادی
از خدا
ميبوده با
اسلام هم
آهنگی
نداشته را
برداشتند
و بجای
تنديس
ميترا فقط
نماد
خورشيد بر
پشت شير
سوار
کردند و
نشان شير و
خورشيد از
آن هنگام
بدون
تنديس
ميترا
نمايان شد.
(به
برگه و
نگاره های
اين صفحه
نگاه کنيد
) www.sanibrite.ca/iran/flaghistory.asp
( .
صفويه
و پرچم
تا
زمان
صفويه نقش
شير و
خورشيد در
تمامی
پرچم های
ايران
بوده است.
شير و
خورشيد يک
نماد ملی
بوده و با
دگرگون
شدن
پادشاهان
اين نشان
ملی
دگرگون
نميشده.
تنها شاه
اسماعيل و
شاه
تهماست بر
روی پرچم
خود نشان
شير و
خورشيد
نداشتند.
پرچم شاه
اسماعيل
يکسره سبز
و بر بالای
آن نقش ماه
ميبوده
است. شاه
تهماسب که
در ماه (حمل)
گوسپند
بدنيا
آمده نقش
گوسپند را
در روی
پرچم نقش
کرد. در
زمان
صفويه
آيات قران
و کلمات
تازی (عربی)
بر روی
پرچم ظاهر
شد.
افشاريه
و پرچم
تا
زمان نادر
شاه افشار
پرچم ها در
بيشتر
موارد نوک
تيز است و
از همه رنگ
ها
استفاده
شده. نادر
شاه اين
مرد
خودساخته
و ميهن
پرست که از
دل مردم
برخاسته و
ايران تکه
پاره را به
زير يک
پرچم آورد
و تا
هندوستان،
مرز چين ،
خوارزم،
موصل،
کرکوک،
بغداد و
دهلی را
زير پا
گذاشت و تا
آن زمان که
پرچم يک
رنگ بود (سبز
يا سرخ يا
سياه)
دارای سه
رنگ سبز و
سپيد و سرخ
با هم شد.
درفش شاهی
نادر سرخ و
زرد و
دارای نقش
شير
ميبوده.
پرچم در
زمان نادر
چهار گوش
است. بنا
بر اين
پرچم
مستطيل و
سه رنگ
نادر مادر
پرچم سه
رنگ ايران
است که نقش
شير و
خورشيد بر
آن نشسته
ولی هنوز
شير
شمشيری در
دست ندارد.
شمشير
و قاجار ها
در
هيچيک از
نگاره ها،
سکه ها،
نوشته ها،
سنگ نبشته
هاو
قاليچه
های
ايرانی تا
زمان
قاجار
نقشی از
شمشير
ديده
نميشود
وهنوز شير
و خورشيد
تنها نماد
ملی ايران
باقی
ميماند.
آقا
محمد خان
قاجار با
تمام کينه
ای که با
افشاری ها
داشت از سه
رنگ تنها
سبز را از
پرچم
برداشت و
سرخ را رها
نمود ولی
در ميان آن
دايره
سپيدی را
نگاه داشت
و هنوز شير
و خورشيد
را که از
پيشينيان
رسيده از
ميان نبرد.
گرچه
شاهان و
اميران
همديگر و
قبيله ها
را از بين
ميبرند
ولی شير و
خورشيد که
نماد ملی
است بر جای
ميماند.
چون
آقا محمد
خان بشدت
مذهبی بود
وبعضی
پرچمهای
صفويان
شير و
خورشيد و
برخی
شمشير دو
سر علی را
نقش کرده
بود را در
هم آميخت و
شمشير
بدست شير
داد.
شمشير
نماد
نيرومندی
و نشان
مردانگی و
توانمندی،
نيرو و
دلاوری
ميبوده.
نظامی
گنجوی
ميگويد:
با
لشـــــــگر
خـــــــود
کشـــــيده
«
شــمشيــــر»
افــــتــــاده
در آن
قــبــيــــلـــــه
چـــــون «
شـــــــــيــــر»
در
زمان
فتحعلی
شاه دو
گونه پرچم
ميبوده؛
يکی پرچمی
يکسره سرخ
رنگ با
شيری
نشسته (بی
شمشـــير)
و خورشيد
بر پشت آن
در ميان
پرچم،
بالای چوب
پرچم دستی
از سيم ناب
کار
گذارده
بودند که
شايد
نمادی از
دست امام
علی بوده
است. اين
درفش زمان
جنگ بوده
است. ديگری
درفشی بود
يکسره سبز
رنگ باز هم
شيری
نشسته (با
شمشير) و
خورشيد بر
پشت وبر
بالای چوب
پرچم
پيکانی
زرين کار
گذارده
بودند؛
اين پرچم
زمان صلح
ميبوده. در
هر دو پرچم
پرتوهای
خورشيد
سراسر
پهنه پرچم
را
پوشانيده
است.
سفير
فتحعلی
شاه در
هنگام
ورود به
شهر پترو
گراد
نگاره
زيبائی از
شير و
خورشيد که
بر پرچمی
يکسره
سپيد
کشيده شده
در جلو
حرکت
ميداده . با
نگرش به
پرچم زمان
جنگ و صلح و
پرچم سپيد
زمان
دوستی
ميتوان
انگاشت که
در آن زمان
سه رنگ
پرچم
ميبوده
سرخ، سبز و
سپيد.
تاج
، پرچم و
محمد شاه
در
زمام محمد
شاه قاجار
تاج بر
بالای
نشان شير و
خورشيد
ظاهر
ميشود.
سندی از
زمان
قاجار در
دست است که
در کتاب «پارس»
لوئی دو بو
Luis De Beaux
نيز به آن
اشاره شده:
«
پس برای هر
دولتی
نشانی
ترتيب
داده اند.
دولت عليه
ايران را
هم نشان «شير
و خورشيد»
متداول
بوده است
که قريب سه
هزار سال،
بل
متجاوز،
از عهد
زرتشت اين
علامت
بوده. سبب
انتشار آن
شايد اين
باشد که در
دين
زرتشت،
آفتاب را
مظهر کل و
مربی عالم
ميدانستند
...»
سر
انجام در
يکسد و
پنجاه سال
پيش
دستگاه
فرمانروائی
ايران
ميپذيرد
که نشان
شير و
خورشيد يک
نشان
فرهنگی،
تاريخی و
دينی که
ريشه در
هزاره های
کهن ( از
زمان
زرتشت، بل
متجاوز)
دارد.
امير
کبير و
پرچم
امير
کبير اين
مرد ميهن
پرست
دستور داد
بر روی
خرابه های
مساجد
سرباز
خانه
ساخته
شود، لباس
سربازان
را
يکنواخت و
تنها از
پارچه
بافت
ايران
استفاده
شود وی
دستور داد
تا دکمه
های لباس
سربازان
نشان شير و
خورشيد
داشته
باشد. اين
نشان در
روی دکمه
لباس ها تا
بهمن
هزارو
سيصدو
پنجاه و
هفت باقی
ماند. با
نگرش و
دلبستگی
که به نادر
شاه داشت
پرچم های
سه گانه
زمان
فتحعلی
شاه را
بهانه کرد
و دستور
داد درفش
ايران
دارای
همان سه
رنگ سبز،
سپيد و سرخ
زمان
نادری
يکپارچه
گردد.
همچنين
نقش تاج را
از بالای
نشان شير و
خورشيد
برداشت
ولی در
شمشير و
شکل پرچم (مستطيل)
دگر گونی
بوجود
نياورد.
شکل
درفش
در
سال هزارو
دويست و
هشتادو
چهار
خورشيدی
برابر با
هزارو نه
سد و شش
پارسائی
که جنبش
مشروطه را
مظفر
الدين شاه
دستينه
نهاد در
متمم
قانون
اساسی شکل
درفش به
اين صورت
آمده است:
«الوان
رسمی بيرق
ايران،
سبز، سفي
دو سرخ و
علامت شير
و خورشيد
است» در اين
برگه
تاريخی از
کنار هم
قرار
گرفتن و
اندازه
رنگ ها و
پهنای
درفش سخن
بميان
نيامده.
در
مجلس يکم
شماری
روحانی
بودند که
به پيروی
از دين
اسلام
نگاشتن
نگاره ها
را نا روا
ميدانستند.
گروهی نو
انديش که
شمارشان
بسيار بود
برآن شدند
که
نگذارند
نازش های
فرهنگ
گذشته
پايمال
شود. از
جمله
اينان
شادروان
ارباب
کيخسرو و
شاهرخ
نماينده
زرتشتيان
بودند. با
رايزنی
برنامه ای
حساب شده
ريختند و
در جلسه
مجلس پس از
سر آغازی
شيوا
گفتند:
«
همه
ميدانيم
که نود در
سد
ايرانيان
مسلمانند.
و رنگ سبز
رنگ
دلخواه
پيامبر
اسلام و
رنگ دين
است. پس بر
بالای
پرچم جای
گيرد.
زرتشتيان
هزاران
سال پشت
اندر پشت
در اين
سرزمين
زاده و
زندگی
کرده اند
در قرآن
نيز اشاره
ای به اين
دين شده.
رنگ سپيد
که رنگ
ويژه کيش
زرتشتی
است و
همچنين
رنگ آشتی و
پاکدلی
است بپاس
بزگداشت
اين مردم
آزاده در
زير رنگ
سبز
جايگزين
کنيم.
ب |